تبليغاتX
غروب چشمهای من

غروب چشمهای من

عا شقونه نگام نکن نذار دوباره بشکنم

نذار تو این غروب تلخ از همه چی دل بکنم

نذار صدای قدمات قفل سکوت بشکنه

که این سکوت لعنتی قشنگترین حرف منه

با عا شقونه ی نگات چشارو بارونی نکن

واسه یه حس بی دلیل قلبمو قربونی نکن

نگاه سردمو ببین دل از کسی نمی بره

هیشکی واسه عاشق شدن قلب یخی نمی خره

دیگه رو خاک تن من بذر محبت رو نپاش

برای دل سپردگی تو فکر یه فرشته باش

 

نوشته شده توسط پریا در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 17:25 | لینک ثابت |

رسیدن به تو مثل هفت خان رستم می مونه٬ هر کدوم که رد میشه بازم یکی جا می مونه٬ خان اول روز

اول بود که من تو رو دیدم٬ برق عشقو از چشای ناز تو من چشیدم ٬تو به من گفتی که عاشقت شدم٬

حرف عشقو از لبای خوب تو من شنیدم٬ خان دوم تو به من گفتی که من دوست دارم٬ گفتم عاشقی

و من جون زیر پاهات می زارم ٬خان سوم تو منو بردی تو اوج خیال ٬من شدم اسیر یک خواب محال ٬خان

سوم وقتی که به سر رسید٬ چشم من به جز تو هیچ جارو ندید ٬خان پنجم من اسیر تو شدم٬ دادم این دل

دیگه گیر تو شدم٬ ششمین خان اومدی به جنگ من٬ گفتی که باید باشی تو بند من ٬گفتم آخه من اسیر

تو شدم٬ هر چی که گفتی بشم همون شدم ٬خان هفتم اومدم به پیش تو ٬با دلی عاشق که گیر پیش تو٬

گفتم هفت خانم تموم شده٬ عمر من بدون تو حروم شده٬ دیگه من طاقت دوری ندارم ٬ماه شبهام بی تو

بی فروغ شده٬ گفتم عاشق شدم و می خوام که مال من بشی٬  گفتی اینها همه بازی بود یه وقت بچه

نشی٬ گفتم این دل پیش تو اسیر شده ٬ گفتی اما دل من یه جای دیگه گیر شده ٬ عشق تو منو به

رسوایی کشوند٬ دیگه از زندگی ام هیچی نموند٬ رخش عشقم توی قصه ی تو مرد٬ دیگه هیچ کس به

پناهم نرسوند.

 

نوشته شده توسط پریا در چهارشنبه بیستم آذر 1387 ساعت 18:56 | لینک ثابت |

نمی زارم تو رو از من بگیرن ، حتی تو عالمه عکس و

نقاشی

رو پیشونی سرنوشت نوشته : تو باید فقط مال خودم

باشی

نمی زارم که تو رو بدزدنت جای تو فقط روی چشمای

 منه

توی فال من فقط اسم تو ، کسی که چشاش مثه تو

روشنه

نمی زارم توی خلوتت کسی ، بیاد و باشادی با تو دس

 بده

اون باید لذت این دس دادنو ، به منو خاطره ی تو پس بده

 

نمی زارم که نوازش کسی، شب ناز مژ ه هاتو خواب

 کنه

نمی زارم خونه ی آرزومو ، کسی با او مدنش خراب کنه

 

نمی زارم ، جای من کسی شبا ، بالای سرت لالایی

بخونه

نمی زارم ، دلی که مال منه ، پیش بیگانه امانت بمونه

 

این نداشتن چقدر خونه ولی ، آخه من که اختیاری ندارم

 

تصمیما رو همیشه تو می گیری ، من چه جوری میتونم

که نذارم .

تازگی خیلی سفارش می کنی ، میگی کم کم دیگه

 وقت رفتنه

زیبا جون تو می خوای از پیشم بری ؟؟؟ از تو انقد رفقط

 سهم منه؟؟؟؟!!!!!!

نوشته شده توسط پریا در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ساعت 20:13 | لینک ثابت |

کاش

کاش تو شبها اون ستاره که قشنگه مثل چشمات مال من بود

کاش توی قلب قشنگت عزیزم حتی اندازه ی یک پا جای من بود

کاش که میفهمیدی عاشقی چیه کاش که چشمات یه روز عاشق چشمام بود

کاش رو ماسه های دریا کنار اسم قشنگت  اسم من بود

عاقبت فالی گرفتم حافظ قسم دادم به غشقمون وای خدایا چی میدیدم  توی

                فالت اسم من بود   

نوشته شده توسط پریا در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 ساعت 23:44 | لینک ثابت |

روزهاست که چشمانم در فرودگاه قلبم آمدنت را به انتظار نشسته

با کدامین پرواز از آسمان قلبم خواهی گذشت

در کدامین لحظه بربانه قلبم خواهی نشست

دسته گلی را که چشمانم با اشک شوق

برایت درست کرده دیگر پژمرده شده در آسمان

چشمانم اشک انتظار فرود "بر گونه هایم رامیکشد

دلیل تاخیرت ای همیشه خوب من چیست؟؟؟

آسمان قلبم "پر است از ابر های سیاه

نکند هواپیمای عشقت فرودگاه قلبم را پیدا نکند

وبر اشتباه به فرودگاه دیگری برود

ولی به هر کجا برود من سوار بر بال اشک به دنبالت می آیم

چون این قلب همیشه جایگاه توست........

 

 

 

 

نوشته شده توسط پریا در سه شنبه چهاردهم آبان 1387 ساعت 18:10 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://pariyaonline.blogfa.com. all right reserved
Design by BAHAR-20